۱:
هر زني در تجربه ي ارتباطات زباني با تحقير مردسالارانه روبرو شده كه از تمايز زن و دختر و خوار شمردن جسم زنانه، تا تحقير يائسگي را در بر مي گيرد.
ما فارسي زبانان مردانگي را به معناي شجاعت و صفات مثبت ديگر به كار مي بريم، اما زنانگي را مترادف با ترس و حقارت مي دانيم. از پايمردي، رادمردي و جوانمردي افراد ديگر ستايش مي كنيم، اما صفت «خاله زنك» بودن را نكوهش مي كنيم و زشت ترين ناسزاها كه بكار مي بريم در مورد مادر، خواهر و زن ديگري است.
تفاوت زيست شناسانه ي زن و مرد پيش از آنكه از ديدگاه زيست شناسانه مطرح باشد، نتيجه اجتماعي مهمي به بار آورده و منجر به فرودستي زنان شده است. منش مسلط بر پديدارهاي فرهنگي در راستاي توجيه نابرابري زنان و مردان شكل گرفته است و زنان در جريان شكل گيري فرهنگ بشري با رواج مردسالاري و رشد زمينه هاي عيني و اجتماعي برتري مردان، همواره «پيوست مردان» محسوب شده اند، و مرد در حقيقت سوژه ي اين فرهنگ بوده، و زن «ديگري» يا موجودي تابع محسوب شده است. زن بنا به ماهيتي فطري زن زاده نمي شود، بل جامعه از او بتدريج يك «زن»، يعني موجودي فرودست، مي سازد...
2:
اگر محصول ارتباطي نوپا قطع ارتباطات سازنده با دوستان پيشين باشد، وابستگي اش را به زمينه هاي اجتماعي طرفين تازه به دوران هم رسیده را، نبايد ناديد گرفت (انزواطلبي و...)
انزواطلبي كه پديدآمدنش موجبات خاص خود را دارد، در رفتار انسان گريزهاي آگاهانه يا ناآگاهانه اي پديد مي آورد. مثلاً: استفاده از اينترنت و چت جهت پر كردن اين خلاء ارتباطي، اضافه كاري ها و كار كردن هاي بيش از حد و اوقات فراغت را هم به مطالعه كتاب، مشاهده فيلم و انيميشن... يا پوچ گذراندن.
فردي را در نظر بگيريد كه به دليل انزواطلبي يا ضعف در ارتباطات رودررو و مستقيم، دوست(هايش) را از طريق اينترنت پيدا مي كند و چون تماس face2face در كار نيست، فرصت مناسبيه تا ضعف ها پوشانده شود، خصوصيات فرضي و ايده آل به همراه برخي خصيصه هاي واقعي بيانگر گردند... و البته نقش آيكن هايي مانند: 







را نبايد در تسخير قلب فرد مقابل بي تاثير دانست...
در جامعه مصرفي اي كه در آن توده ها، اكثريت خاموش، به گونه اي منفعل و پذيرا كالاها، برنامه هاي تلويزيون، ورزش، سياست و اخبار را مصرف مي كنند، و از خود واكنشي نشان نمي دهند، چيزهاي شبيه واقعيت را هم به جاي واقعيت نشان مي دهند و چنين وانمود مي كنند كه واقعيتي در ميان، و در كار است، و خود را شكل تقليدي آن نمودار مي سازند. اينطوريه كه شخصيت هاي نسبي، باز هم بصورت نسبي بهم اعتماد پيدا مي كنند و بعد از چت كردن هاي بيشمار يا كم شمار، شماره تلفن ها رد و بدل مي شود و در نهايت هم ديدار حضوري. (گاهي هم به واسطه افراد ديگر و آشنا شدن هاي بي دردسر، نيازي به طي كردن منظم تمامي اين مراحل پيدا نمي شود...)
لحظه سرنوشت ساز تمام اين عشق و عاشقي لوكس و پاستوريزه، به همين لحظه ملاقاتشه (ملاقات با فرد، خانواده فرد، محيط اطرافش و...) كه مشخص مي شود آن تصويرهاي انديشگون و آن برداشت هاي ذهني، چقدر عيني و واقعي هستند؟ تناقض هاي دروني نمايان مي شود و ميزان مطابقت اين دو فضا( شخصيت هاي ذهني و عيني) تداوم و چگونگي ادامه ارتباطات را مشخص مي سازد...
پس اگر محصول ارتباطي نوپا، قطع ارتباطات سازنده با دوستان پيشين به دلايل: انزوا، سؤتفاهم، شرمساري از رفتارهاي نابخردانه، عدم نياز و... باشد، به دَرَك –
- نمي گوييم و برايشان آرزوي مهر روزافزون و زندگي جاويدان داريم.
3:
تمام شركت هاي مخابرات بايد پروانه بگيرند (جهان صنعت)
قديم مي رفتند گل مي چيدند، حالا بايد بروند پروانه بگيرند.
كارت ملي هوشمند چيست؟ (جهان اقتصاد)
يه چيزي شبيه اينترنت ملي، ERP ملي، اوراكل ملي، پورتال ملي... محصولات پل سيد خندان، خيابان شريعتي!
ايران در انتهاي جدول توانمندي هاي ديجيتال كشورها قرار گرفت (چهان اقتصاد)
خوبيش اينه كه سال ديگه از اين بدتر نمي شه!
ايران در رتبه دهم وبلاگ نويسي در جهان (پول)
از اول يا آخر؟
ايران، از جامعه اطلاعاتي دنيا عقب مانده است (ايرنا)
ببخشيد اين دنيا يا اون دنيا؟
اجراي طرح كامپيوتر براي همه، حمايت مي خواهد نه شعار (فناوران اطلاعات)
اولاً شعار راحت تره، ثانياً تا بيان بپرسن چي شده؟ رفتن سر يك پست ديگه.
آغاز به كار كنسرسيوم آي تي ايران و افغانستان (بزرگراه فن آوري)
كبوتر با كبوتر، باز با باز...
طرح حمايت از حريم خصوصي در فضاي مجازي مراحل تصويب را مي گذراند(فناوران اطلاعات)
باور كردني نيست!
باور كردني نيست كه اين عشقُ غمي نيست...
ضعف مديريت و تخصص دليل مسكوت ماندن شبكه ملي اينترنت است (فناوران اطلاعات)
اگر مدير قوي و متخصص داشتند كه از اول دنبال اهداف ديگري مي رفتند.