6-زمان پاسخگويي
زمان پاسخگويي مقدار زمان لازم براي تغيير حالت يك پيكسل است و با واحد ميلي ثانيه اندازه گيري مي شود. زمان پاسخگويي پايين نشان دهنده اين مطلب است كه يك پيكسل نمي تواند با سرعت بالا تغيير حالت دهد كه در مشاهد تصاوير متحرك و فيلم ها اثر نامطلوبي خواهد گذاشت. اين ويژگي غالبا براي طرفداران فيلم و بازي اهميت بسياري دارد.
زمان پاسخگويي با دو روش اندازه گيري مي شود در روش اول زمان لازم براي تبديل يك پيكسل سفيد به پيكسل سياه و بازگشت آن به رنگ سفيد به عنوان زمان پاسخگويي در نظر گرفته مي شود. در روش دوم زمان تبديل خاكستري به خاكستري زمان پاسخگويي است. در اين روش يك پيكسل خاكستري روشن با غلضت حدود %10 به يك پيكسل خاكستري تيره با غلضت حدود %90 تبديل مي شود و مجددا به حالت اول باز مي گردد.
تغيير حالت يك پيكسل خود متاثر از تغيير حالت كريستال هاي مايع است و هنگامي كه كريستال ها تحت تاثير ميدان مغناتيسي ايجاد شده تغيير جهت مي دهند كيفيت نور عبوري از آن ها تغيير كرده و به اشكال مختلفي ديده مي شود. سرعت اين تغيير در نهايت سرعت پاسخگويي يك پيكسل را مشخص مي كند.
زمان پاسخگويي با كنتراست نسبت عكس دارد و هر چه كنتراست را كاهش دهيد زمان پاسخگويي افزايش مي يابد و زماني كه مقدار كنتراست افزايش يابد چرخش كريستال ها از حالت كاملا بسته به حالت تقريبا باز انجام مي شود و به همين دليل زمان بيشتري براي تغيير وضعيت يك پيكسل مورد نياز است. در مورد روشنايي وضعيت اندكي متفاوت است برخي از LCD ها براي كنترل روشنايي از لامپ هاي فلورسنت پشت صفحه استفاده مي كنند به اين ترتيب تاثيري روي پنل نمي گذارند و به تبع آن زمان پاسخگويي هم تغيير نخواهد كرد ولي در برخي از مانيتورها كه در آن ها تنظيمات نور توسط پنل انجام مي شود ممكن است مقدار روشنايي در زمان پاسخگويي موثر باشد.
براي درك بهتر زمان پاسخگويي به ياد داشته باشيد كه اين ويژگي بر اساس 2 زمان رفت و برگشت محاسبه مي شود كه با هم برابر نيستند يعني زمان تبديل سفيد به سياه با زمان تبديل سياه به سفيد كاملا متفاوت است و هنگام تصميم گيري در مورد يك مانيتور به اين مسئله عدم تقارن بايد توجه داشت. البته كاربران هيچ ابزاري براي محاسبه اين زمان ندارند و تنها مي توانند تفاوت يك قسمت كوچك از صفحه نمايش را در حالت هاي مختلف ارزيابي كنند.
7- رابط بصري ديجيتال
به علت گسترش روز افزون رابط DVI در مانيتورهاي LCD در اين متن بيشتر به بررسي اين رابط پرداخته شده است.
يك رابط استاندارد براي انتقال تصاوير است كه امكان انتقال حجم هاي بزرگ داده را به مانيتور فراهم مي كند يا به عبارت ديگر DVI نوعي كابل و اتصال است كه از طريق آن مانيتور به كارت گرافيك متصل مي شود. اين رابط در سال 1999 توسط گروهي از توليدكنندگان محصولات سخت افزاري به نام DDWG پديد آمد و در ابتدا هدف آن ها افزايش پهناي باند و بازده محصولات تصويري بود. وظيفه اصلي DVI ارتباط مستقيم سيگنال هاي ويدئويي منبع با نمايشگر است و انتقال داده ها از طريق نوعي رابط به نام TMDS انجام مي شود برخي از مانيتورها براي ارائه كيفيت بهتر نياز به دو رابط دارند و انتقال اطلاعات از طريق TMDS انجام مي شود. در هر يك از رابط ها 3 كانال رنگ و يك كانال فركانس وجود دارد. يك TMDS 10 بيت مي تواند با فركانس 165 مگاهرتز فعاليت كند و در نتيجه پهناي باندي در حدود 1/65 گيگابيت در ثانيه را براي انتقال داده ها فراهم مي كند. اين حجم انتقال براي يك مانيتور با دقت 1920x1080 كافي است هنگامي كه از دو TMDS براي ارتباط مانيتور استفاده مي شود فركانس اين رابط ها به 100 مگاهرتز كاهش پيدا مي كند تا سازگاري لازم بين اين رابط دوم و رابط اول ايجاد شود و با پهناي باند دوگانه 2 گيگابيت در ثانيه اطلاعات لازم براي نمايش تصاوير با دقت 2048x1536 فراهم مي شود. از جمله مزاياي DVI علاوه بر توانايي انتقال بالا مي توان به كيفيت بهتر و پشتيباني از هر دو اتصال ديجيتال و آنالوگ اشاره كرد. با استفاده از DVI مشكلاتي كه قبلا با استفاده از رابط هاي آنالوگ وجود داشت برطرف شده است و كيفيت تصوير با كمك حذف سايه ها، شفافيت بيشتري يافته است.
رابط هاي DVI براي انتقال سيگنال ها از پين ها استفاده مي كنند و توسط رابط هاي دوگانه پين هاي اضافي مي توانند اطلاعات بيشتري را منتقل كنند.
گاهي ممكن است پين ها در DVI به يكديگر متصل شوند تا سازگاري بيشتري با استانداردهاي قديمي VGA داشته باشند. اين قابليت باعث مي شود تا مانيتور هاي ديجيتال و آنالوگ هر دو بتوانند از طريق يك اتصال عمل كنند. بر اساس سيگنال هاي به كار رفته، رابط DVI به سه شكل تقسيم مي شود DVI-D (فقط براي ديجيتال)، DVI-A (فقط براي آنالوگ)، DVI-I (براي ديجيتال و آنالوگ). البته نوع ديگري نيز وجود دارد كه براي استفاده دو رابط DVI همزمان به كار مي رود و با نام DVI-DL شناخته مي شود.
HDML
HDML يك رابط صوتي و تصويري ديجيتالي است كه ارتباط بين منبع و مانيتور را فراهم مي كند اين رابط با كليه فرمت هاي صوتي و تصويري سازگار است. قبلا اين رابط مي توانست حجمي در حد 165 مگاپيكسل در ثانيه را عبور دهد كه با ورود نسخه 1/3 اين مقدار به 340 مگاپيكسل در ثانيه مي رسد.
HDML علاوه بر انتقال تصاوير با دقت 1080P و فركانس 60 هرتز مي تواند صداي 192 كيلوهرتز را نيز از طريق 8 كانال صوتي با نرخ 24 بيت عبور دهد.
HDML به دو نوع A,B تقسيم مي شود در نوع A از 19 پين استفاده شده است و نوع B با 29 پين براي دقت هاي بالا در حد 3200x2048 استفاده مي شود. مي توان نوع A را مشابه DVI-D و نوع B را مشابه DVI-DL دانست. رابط HDML در حدود 5 گيگا بيت در ثانيه پهناي باند دارد.
UDI
UDI رابط بهبود يافته DVI است و بسياري خصوصيات در آن پيشرفت قابل توجهي داشته اند. اين رابط قيمت تمام شده پايين تري دارد ضمن اينكه با مانيتور هاي DVI,HDML سازگار است.
پهناي باند در UDI به 16 گيگا بيت در ثانيه مي رسد. اين رابط داراي 22 پين با فاصله 0.6 ميلي متر است كه در يك رديف قرار گرفته اند.
UDI در دسامبر 2005 عرضه شد و برخي از شركت هاي سخت افزاري تحت ائتلافي با نام UDI SIG از آن پشتيباني مي كنند و هدف آن ها كاهش تفاوت هاي ميان HDML,UDI است.
8- فاصله بين نقاط
تصاوير از نقاط بسيار ريز تشكيل شده اند و هر تصوير مي تواند ميليون ها نقطه را شامل شود. هر چقدر اين نقاط بزرگتر باشد كيفيت تصوير پايين تر است زيرا جزئيات كمتري را مي تواند نمايش دهد.
فاصله بين نقاط كه گاهي فاصله بين خطوط و حتي تراكم فسفرها نيز ناميده مي شود براي تشخيص كيفيت تصاوير كمك موثري خواهد بود.
اين اندازه بر اساس مقدار فاصله كه بين دو ساب پيكسل وجود دارد سنجيده مي شود و واحد آن بر حسب ميلي متر است. در اندازه هاي كوچكتر كيفيت بهتر است زيرا هر چقدر اين فاصله كمتر باشد تصوير از وضوح و شفافيت بيشتري برخوردار است. البته هميشه اين گونه نيست و گاهي مانيتور ها با فاصله بين نقاط پايين تر، كيفيت بهتر ارائه نمي كنند. اين فاصله بايد نشان دهنده اين مطلب باشد كه پيكسل ها تا چه حد به يكديگر نزديك هستند ولي هنگامي كه فاكتورهاي ديگري مانند دقت صفحه، نوع قرارگيري و محاسبه فاصله پيكسل ها در اين اندازه گيري وارد مي شوند به صحت و درستي اعداد نمي توان اعتماد كرد.
براي حل اين مشكل و جلب اطمينان كاربران برخي سازنده ها شرايط آزمايش و محاسبات را نيز همراه با مشخصات توليداتشان اعلام مي كنند.
ساب پيكسل ها در مانيتورها به طرق مختلفي كنار هم قرار مي گيرند گاهي به صورت مثلثي، گاهي اريب و گاهي به شكل عمودي در كنار هم وجود دارند البته در مانيتورهاي LCD ساب پيكسل ها عمودي هستند.
اندازه و دقت صفحه نمايش نيز در اين محاسبات اهميت زيادي دارد زيرا يك صفحه نمايش 17 اينچ با دقت 1024x768 در مقايسه با دقت 1280x1024تعداد پيكسل هاي كمتري دارد و در نتيجه اندازه پيكسل هاي آن بزرگتر هستند و فاصله بين آن ها نيز بيشتر است.
به طور معمول فاصله بين نقاط در اغلب مانيتورهاي LCD بين 0/2 تا 0/3 ميلي متر است. البته در مانيتورهايي كه براي نمايش عمومي به كار مي روند اين مقدار تا 0/5 ميلي متر نيز خواهد رسيد زيرا در آن ها اندازه پيكسل ها بسيار بزرگ تر است.
9- پيكسل سوخته
گاهي اوقات روي صفحه نمايش نقطه هايي ديده مي شود كه همواره روشن، خاموش و يا رنگي هستند اين نقطه ها با نام پيكسل سوخته شناخته مي شوند و بر اثر اختلال در پنل مانيتور به وجود مي آيند.
پيكسل هاي سوخته در اغلب قطعاتي كه از صفحه LCD و يا نمايشگرهاي ديگر استفاده مي كنند ممكن است وجود داشته باشد مانند گوشي هاي موبايل، دوربين هاي ديجيتال و حتي پخش كننده هاي موسيقي.
همان طور كه مي دانيد هر پيكسل از سه قسمت به نام ساب پيكسل تشكيل شده است و در اصل پيكسل سوخته حاصل عملكرد ناقص يكي از اين ساب پيكسل ها است البته ممكن است يك پيكسل نيز به طور كامل دچار مشكل شود.
مشكل پيكسل سوخته يكي از ايرادات معمول و متداول در مانيتورهاي LCD است و به همين دليل اكثر كارخانه هاي سازنده تعداد مشخصي از اين پيكسل ها را به عنوان استاندارد مي شناسند و در صورت وجود چنين موردي آن را جز ايرادات مانيتور محسوب نمي كنند البته تعدادي از سازنده ها نيز عدم وجود پيكسل سوخته را در مانيتور تضمين مي كنند و چنانكه پيكسل سوخته مشاهده شود با هر تعدادي كه باشد دستگاه را تعويض مي كنند.
پيكسل هاي سوخته انواع مختلفي دارند برخي از آن ها هميشه خاموش هستند و هيچ نوري را از خود عبور نمي دهند و به آن ها پيكسل مرده گفته مي شود. عده اي ديگر نيز هميشه روشن هستند و با تغيير تصوير هيچگاه خاموش نمي شوند. اين پيكسل ها به صورت نقطه هاي سفيد رنگ در صفحه نمايش ديده مي شوند و تحت عنوان پيكسل روشن از آن ها ياد مي شود.
دسته سومي هم وجود دارد كه پيكسل سالم است ولي ساب پيكسل ها دچار مشكل شده اند اين موارد به صورت رنگي ديده مي شوند كه بسته به نوع ساب پيكسل معيوب رنگ آن ها نيز متفاوت است و ممكن است قرمز، آبي يا سبز باشند (البته در صورتيكه دو يا سه ساب پيكسل مشكل پيدا كرده باشند اين نقاط به صورت تركيب رنگ آن ها در مي آيند. اين دسته گاهي به اشتباه پيكسل سوخته نيز گفته مي شوند).
ولي پيكسل سوخته تفاوت هايي با اين پيكسل هاي رنگي دارد. گاهي ممكن است در عملكرد ترانزيستورهاي كنترل كننده اختلاف ايجاد شود و گاهي نيز به دليل ضعف جريان برق در ترانزيستور پيكسل به صورت خاموش ديده مي شود با اين وجود پيكسل هاي رنگي قابل مرمت هستند البته نمي توان آن ها را تعمير كرد ولي با كمك روش هاي موجود تا حدودي محو و ناپديد خواهند شد.
تا كنون استاندراد مشخصي براي پيكسل هاي سوخته تعريف نشده است و هر سازنده اي طبق ضوابط و معيارهاي خود در اين مورد اقدام مي كند. استاندارد نيمه رسمي موجود ISO 13406-2 است كه متاسفانه همه توليد كننده هاي صفحه نمايش از آن تبعيت نمي كنند. اين استاندارد داراي تعريف هايي در مورد پيكسل خاموش، پيكسل روشن، پيكسل هاي رنگي، نيمه خاموش و نيمه روشن است و تعداد مشخصي را براي هر دقت نمايش تعيين كرده است. به عنوان مثال يك مانيتور LCD با دقت 1024x768 تنها مي تواند 2 پيكسل سوخته از كل 766 هزار پيكسل موجود داشته باشد.

حرف هاي خودموني
در ذهن عاشق چي مي گذره؟ در بدن عاشق چه مي گذره؟ چگونه ميشه عشق رو كاشت و داشت؟
يكي از دوستام ترم اول رشته دامپزشكي ست و عاشق (علاقه مند به) گاو شده و با چنان هيجان و ذوقي از اين حيوان، بافت هاي بدن اون، خوراك، بيماري ها... تعريف مي كنه كه واقعا اين عاشقي بس عجيب و خنده داره! حتما گوسفند، سگ، ماهي ... هبوهاي نازنين اين گاو در ترم هاي آينده خواهند بود!
ما هم اگه بیشتر از این ها عاشق برنامه نويسي، پايگاه داده، انيميشن سازي، طراحي صفعات وب، شبكه... بودیم، وضعيتمون بهتر از اين بود!!!
اين كوزه چو من عاشق زاري بوده ست،
در بند سر زلف نگاري بوده ست؛
اين دسته كه بر گردن او مي بيني:
دستي ست كه بر گردن ياري بوده ست!


