تبليغاتX
روندهـــا

روندهـــا

 

اينجا شهر منه كه حالا برام كابوس شده      تقصير اونه كه تو دستاي يكي ديگه عروس شده...

 

 

 

ترانه زير هم قسمت بعدي "كروكي استخوان هاي  پوسيده 3 " مي باشد:

گذشت و از خودم پشيمون شدم

كفشاتو خواب ديدم و داغون شدم

فرقي نكرديم من و پيرهن تو

هر دو تامون پاره شديم تو مستي

دريا تو حوض ماهي جا نمي شد

هزار تا تنگُ بي خودي شكستيم

تق تق صندلات تو كوچه باريك

سر و صداي يه انقلاب تازه ست

ورودي غار حرا بود لبات

پيرهن توريت يه كتاب تازه ست

تو جمجمم يه عالمه جن دارم

پُتكي شدي جمجممُ شكستي

به من نگاه كردي و خورشيد اومد

دوباره شب شد تا چشاتُ بستي

دكمه هاتُ يكي يكي وا كردي

پروانه از تو پيله بيرون اومد

گذاشتي رفتي، بس كه گريه كردم...

از شيشه هاي عينكم خون اومد

انگورا! غصه تونو من مي دونم

مي چلونن ، آبتونُ مي گيرن

دلخوشيتون براي اين و اونه

خدا كنه باغبوناتون بميرن

انگوري! انگور منو نفروشي

خاتونيِ بور منو نفروشي

هر چينِ پيرهنش يه سازي داره

پرده ي سنتور منو نفروشي  

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 17:33  توسط   |